تبلیغات
معبــر سایبری تهــاجم خامــوش - کاش جنگ و جام، پایانش یکی بود!!!

معبــر سایبری تهــاجم خامــوش
 
*تا شرک وکفر هست مبارزه هست و تا مبارزه هست ما هستیم*



جام جهانی فوتبال، اشک‌ها و لبخند را -هر دو- به همراه داشت. لیکن دیدیم جنگ‌های سرتاسر جهان را که لبخندی نداشت؛ بلکه تنها اشک‌هایی به پهنای خون را اکران کرد.
 جام جهانی فوتبال هم با تمام حواشی و اتفاقات آن به نقطه پایان خود رسید.

از امروز دیگر، نه صحبت از بازی ها و تحلیل نتایج آن به میان می آید؛ نه عادل با برنامه بیست،چهارده  مهمان جعبه ی بی روح تلویزیون ها خواهد بود .

آن فوتبالی که در شبکه 3 خودمان می دیدیم، همه ی دنیا می دیدند.

بماند که لحظاتی را ،کارگردان داخلی ترجیح میداد صحنه های حساس و غیر حساس را از جای جای بازی برایمان مرور کند. ما که ندیدیم ؛ اما ظاهرا دوستان از خانه ی همسایه شان ! چیز هایی دیدند که از حد منشور به دور است !!!

جدیدالاسلام هایی هم بودند که از ترس ! صحنه های تکراری را بر صحنه های رنگارنگ برخی هواداران هیجان زده شده ! ، ارجح دانستند .

می دانید دیگر ؛ آدم که هیجان زده می شود، نمی داند چه بر تن داشته و حال چه بر تن دارد یا چه ندارد . فرق نمی کند استادیوم ماراکانا باشد یا " مرکز نخبگان ایالت انتاریو کانادا " !

بی خیال...

همان صحنه های آهسته مهیج تر بود !

اما ...

از هر چه هم که بگذریم؛ تنها یک واژه در ورقه ی آخر دفتر بیستمین جام نقش بست :

منبع:حرف تو

« پایان »

لیکن آنقدر هم این کره ی خاکی سوت و کور نبود که بخواهد سکوت شکن باشد این جام.

شاید اشک اسپانیایی های حذف شده بسیار سرد تر از باران چشمان کودکان آواره ی غزه بود .

اینجا اگر گاف های کاسیاس ، اشک پروتستان ها را درآورد؛ جایی دیگر گاف های سرباز صهیون، خانه ای مسکونی را هدف قرار می داد ؛ جای یک منطقه ی نظامی...

اینجا می شود دندان های سوارز را در برابر دندان های خونین امثال شیمون پرز ها، حتی عاشقانه نیز تصور کرد. یکی را 9 ماه از هر چه ورزشکار و ورزش هست دور می کنند ، دیگری را هر روز به بشریت نزدیک تر ...

یکشنبه شب همه ی چشم های جهان به آلمان ها دوخته شده بود تا جام را بالا ببرند . اما لبخند های مرکل نیز، از یادهایم پاک نکرد، تاریخ ننگین کشوری که زمینه ساز دولت صهیون بود. از میان شادی گوتزه ، یاد آوردم کشوری که آنگونه عَلَم کرد هولوکاست را ...

کاش میشد پیراهن سیاه یوآخیم لو ، دلیلی را به همراه داشته باشد .

توپ طلا برای مسی ارزشی نداشت . اما کودک شیعۀ عراقی برای پدرش همان اندازه با ارزش بود که تیاگو برای لیونل .

حملات آلمانی ها به دروازه ی میزبان جام کجا و حملات مهمان منحوس و ناخوانده ای مثل اسرائیل به میزبان مظلومش کجا ؟!

فیر پلی (Fair Play) را مجید بوقره (کاپیتان الجزایر) اجرا کرد و یارانش ؛ که همه ی 5 میلیون پُند جیب فیفا را به مردم غزه هدیه می دهد.

باورم بر این است که : پیام «صلح» سپ بلاتر را 102 بازیکن مسلمان شیواتر میتوانند یدک بکشند، تا سخندانان فیفا ...

گویا بازی مقاومت گونه ی 23 الجزایری روزه دار ، در 120 دقیقه؛ همان تاکتیکی است که از مقاومت،حزب الله، غزه و حماس دیده اند . نه آنچه که در کمپ ها .

بدون شک مسعود اوزیل ترک تبار، اضاف بر قرآن خوانی های پیش از بازی اش، ثابت کرده است که دل هایش فراموش نمی کند کودکان خون آلود غزه را ...

همین اشکان دژاگه خودمان هم ، نشان داد که " خیانت داور صرب " علیه اش ، بسیار گذرا تر از " جنایت جُهود ها " بر مسلمانان بود.

جام تمام ، اما جنگ همچنان در جریان .

کاش جنگ و جام ، پایانش یکی بود .

جام جهانی فوتبال، اشک ها و لبخند را - هر دو – به همراه داشت . لیکن دیدیم جنگ های سرتاسر جهان را که لبخندی نداشت؛ بلکه تنها اشک هایی به پهنای خون را اکران کرد.




طبقه بندی: صهیونیست،  نظامی و امنیتی،  یهودی، 
برچسب ها: جنگ، جام،  
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 30 تیر 1393 توسط افسر جنـــگ نرم
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : مقتدر مظلوم
  • قالب مذهبی
  • مقتدر مظلوم