تبلیغات
معبــر سایبری تهــاجم خامــوش - گروه تكفیری مورد نظر كجاست؟!

معبــر سایبری تهــاجم خامــوش
 
*تا شرک وکفر هست مبارزه هست و تا مبارزه هست ما هستیم*


سایت كلمه در مقاله ای با عنوان "ریشه‌یابی جریان تکفیر" به قلم علی مزروعی در تاریخ 2 مرداد 93، پس از بررسی جریان تكفیری در طول تاریخ اسلام و تغییر شكل آن با نام ها و رفتارهای مختلف،  سرانجام در یك پیچ تند، و با مغلطه ای آشكار، نتیجه گرفته كه امروز در داخل ایران نیز جریان تكفیری رشد كرده است و وظیفه سنگین عالمان مسلمان است كه جلوی این جریان بایستند.



ریشه ایجاد گروه های تكفیری، برخورد تحقیر حكومت هاست! در حالی كه علل مختلفی برای ایجاد این گروه ها وجود دارد و نمی توان تنها یك عامل را به عنوان ریشه جریان تكفیری معرفی كرد.

نویسنده كلمه می گوید:  در کشورمان نیز با یک چنین جریان فکری تکفیری مواجه هستیم. راه دفع آن از جوامع اسلامی جز با جهاد فکری و اصلاح حکمرانی ها بر پایه اسلام رحمانی ممکن نیست، و این وظیفه سنگین عالمان مسلمانی است که همچون امام متقین علی بن ابیطالب، که در برابر خوارج ایستاد و الگوی رفتاری اسلام رحمانی را از خود در تاریخ برجای گذاشت و حجت بارزی بر باطل بودن قرائت تکفیری از اسلام شد، در برابر این جریان فکری بایستند و با آگاهی بخشی نسبت به خطرات ناشی از این جریان در درون و برون جوامع اسلامی، مسلمانان را به هوشیاری و وحدت و مقابله با این جریان خطرناک فکری ترغیب و بسیج نمایند.
این جملات به خوبی نشان می دهد كه نویسنده به دنبال آن بوده كه به بهانه بررسی جریان های تكفیری، به نقد حكومت ها و از جمله مخالفت با نظام بپردازد و خواسته و هدف خود را دنبال كند. در حالی كه اهداف و انگیزه ها و عوامل شكل گیری گروه های تكفیری در كشورهای مختلف متفاوت بوده است.
سایت كلمه، ابتدا با ارائه تعریف مومن و كافر، به ظهور جریاناتی مانند خوارج نهروان پرداخته و بعد در دوره معاصر به طالبان افغانستان، القاعده، و داعش در عراق و سوریه پرداخته و انحرافات جریان های تكفیری را یادآور شده است.

در این زمینه نویسنده باید توجه داشته باشد كه اگرچه جریانات فكری و علمی و قرائت های مختلف از دین اسلام، در طول تاریخ فراز و نشیب های مختلفی داشته  اما شكل و ماهیت و رفتار آنها یكسان نبوده است و نمی توان تعریف مومن – كافر و جنگ ها و درگیری هایی كه در سال های زندگی پیامبر اسلام وجود داشته را با آن چه در دوره خلفای  پس از پیامبر و بنی امیه و بنی عباس و ... وجود داشته را یكسان ارزیابی كنیم و حتی جنگ ها و درگیری ها و برداشت های مختلف از اسلام در دوره امام علی علیه السلام را نیز نباید یكسان ارزیابی كرد. همه این جنگ ها و درگیری ها و مخالفت ها با یك انگیزه و به یك شكل و با یك نیت و هدف انجام نشده و نمی توان همه را به یك روش ارزیابی كرد
نویسنده باید توجه داشته باشد كه نمی تواند به بهانه گروه های تكفیری یا هر واژه سیاسی و اجتماعی دیگر، به بررسی وضعیت سیاسی ایران، گروه های موافق و مخالف نظام بپردازد و ادعا كند كه در ایران نیز گروه تكفیری داریم!
نباید واژه های سیاسی را هر طور كه دلمان می خواهد تحلیل و تفسیر كنیم و به بهانه داعش و... دل مخاطبان را خالی كنید كه در ایران نیز گروه تكفیری داریم! اما هیچ نشانه ای ارائه ندهید و مشخص نكنید كه منظور شما چه گروهی بوده است؟ شاید منظور شما این است كه افرادی كه توسط مردم یا حكومت تحقیر شده اند گروه تكفیری هستند؟ كه در آن صورت منظور شما كدام گروه سیاسی است كه معتقدید تكفیری است؟!
واقعا این سوال مطرح است كه چرا عده ای سعی می كنند معانی و واژه های سیاسی را از درون بی معنا كنند و به دنبال اهداف خود به هر سمتی و جریانی گریز بزنند و خواسته خود را مطرح كنند؟ این مفاهیم و رفتارها و عملكردها در طول تاریخ یكسان نبوده اند وامروز نیز یكسان نیستند.
 به عنوان مثال آنچه توسط خوارج در مخالفت با امام علی و سایرین اتفاق افتاد با آنچه در دوره های بعد رخ داده یكسان نبوده اند. همچنین قرائت طالبان و القاعده و داعش را نمی توان با گروه های فكری و سیاسی دیگر یكسان تلقی كنیم. آنها كه با هدف براندازی یك حكومت و برقراری حكومت اسلامی به روش خودشان انجام  می شود با آنها كه تنها تحقیر غرب و كشورهای غربی را هدف گرفته اند متفاوت هستند. اصولا هر نوع انتقاد واعتراض و مخالفت و قیام و جنگ را نباید شبیه هم تحلیل كنیم و آنچه باعث می شود كه گروهی را تكفیری بنامند توجه به این نكته اساسی است كه گروهی خود را بر حق و مسلمان  و مومن و خداجوی می نامد و دیگری را به انحراف از اسلام متهم می كند. نظیر داعش یا القاعده ....

در نتیجه مبنای ایجاد گروه های تكفیری آن طور كه نویسنده معرفی كرده، تنها تحقیر حكومت ها نیست در زمان جنگ نهروان، حكومت امام علی و نوع رفتار امام علی عامل ایجاد خوارج نبود بلكه خوارج قبل از حكومت امام علی نیز نوعی تصور خاص از اسلام داشته اند كه در زمان امام علی به شكل خوارج نهروان ظهور و بروز یافت و بعدها به شكل های دیگری ادامه پیدا كرد.
در شرایط امروز نیز تنها رفتار حكومت ها عامل ایجاد گروه تكفیری نبوده است. در زمان قبل از انقلاب ایران، یا دوره صدام حسین، چنین گروه هایی در این سطح وجود نداشته اند و لذا باید عوامل دیگری را نیز در ظهور و بروز این گروه ها مورد توجه قرار دهیم.
برخی گروه های تكفیری اصولا غیر از خود دیگران را بر حق نمی دانند وهمه از كشورهای  غربی تا شیعه و حتی سنی  و حكومت های كشورهای اسلامی را ناحق معرفی می كنند و خون آنها را مباح اعلام می كنند و در رفتار و گفتار و عملشان ناثواب و نادرست هستند و منحرف شده اند.
علاوه بر اشكالی كه به سایت كلمه به خاطر ریشه یابی ایجاد گروه های تكفیری وارد است، باید توجه داشت كه نویسنده به دنبال آن بوده كه گریزی به ایران بزند و اعلام كند كه در ایران نیز گروه تكفیری داریم! اما چون استدلال قوی برای آن نداشته خیلی سریع، راه مقابله با آن را به عهده متفكران و علما گذاشته و از موضوع عبور كرده است و هیچ نشانه ای نیز از گروه تكفیری ارائه نداده است.
نویسنده كلمه گفته است: سوگمندانه باید گفت که جریان فکری تکفیر قدمتی به درازی تاریخ اسلام دارد اما زاد و ولد این فکر در ایندوره و زمانه آنهم در قالب گروه های تکفیری- تروریستی ناشی از تحقیر بیرونی و وضعیت حکمرانی استبدادی و اسف انگیز در غالب کشورهای اسلامی است که بهانه های لازم را به دست این گروه ها برای قیام و درگیری داده است!
ودر جای دیگری نویسنده ادعا كرده كه  در کشورمان نیز با یک چنین جریان فکری تکفیری مواجه هستیم!
نگاهی به این دو پاراگراف اخیر، نشان می دهد كه نویسنده از سویی، تحقیر حكومت ها را عامل شكل گیری گروه های تكفیری می داند و مثلا در عربستان و افغانستان و سوریه وعراق و یمن و... حكومت ها را مسوول می داند اما در مورد ایران معتقد است كه با یك چنین جریان فكری تكفیری مواجه است و هیچ نشانه ای از آن ارائه نداده است!
این دو برداشت از وجود جریان تكفیری و ریشه ایجاد آنها با هم متناقض است و بالاخره منظور نویسنده روشن نیست كه بالاخره اگر تحقیر حكومت ها عامل رشد چنین جریان هایی است ؟ در ایران چه عاملی باعث شده كه چنین جریانی وجود داشته باشد؟
سوال مهمتر دیگر این است كه این گروه تكفیری در ایران در چه منطقه ای با چه نامی فعال است و كدام گروه یا شخص یا فعال سیاسی را باید تكفیری نامید؟
در پاسخ به این برداشت غلط نویسنده كه مشخص نیست  چرا با یك تغییر جهت سریع و تند و بدون توضیح، ادعای وجود گروه تكفیری در ایران را كرده است باید گفت كه در ایران تنها گروهی كوچك و تروریست به نام جند الشیطان فعال بوده كه ادبیات و روش و اعمال آن با رفتار و روش القاعده و داعش و طالبان متفاوت بوده است.
در ایران چنین گروهی كه در شكل وسیع فعال باشد نداریم و اگرچه عده ای تلاش دارند كه وحدت شیعه و سنی را از بین ببرند اما خوشبختانه با هوشیاری مردم و مسوولان، چنین گروهی در سطح خوارج، داعش و طالبان و القاعده ایجاد نشده است. اگر مبنای شكل گیری چنین گروهی تحقیر حكومت ها باشد، در ایران خوشبختانه به دلایل مختلف، مخالفان سیاسی حكومت و نظام، چارچوب دیگری را به جز روش تكفیری ها، در پیش گرفته اند و نمی توان گروه های مخالفان و معاند و منتقد نظام را شبیه گروه های تكفیری ارزیابی كرد.
همچنین اگر منظور نویسنده، وجود افرادی با تفكر تكفیری در درون حكومت باشد، چنین ارزیابی و تعریفی از عملكرد مسوولان و طرفداران نظام، كاملا غلط و اشتباه است زیرا هیچ یك از رفتارهای آنها با رفتار داعش تناسب و همخوانی ندارد.
گروه های تكفیری، كسی غیر خود را بر نمی تابند و حاضر به مذاكره و گفت وگو و رفتار مدنی نیستند و جز به نابودی طرف مقابل به چیز دیگری نمی اندیشند. در حالی كه در كشور ما در درون و بیرون حكومت، افرادی كه مثل گروه های تكفیری فكر كنند و جز به نابودی طرف مقابل نیاندیشند  و در سطح رفتار داعش و طالبان و القاعده و... عمل كنند وجود ندارد.

علی مزروعی در مقاله خود نوشته است: با سیری در وضعیت کنونی جغرافیای سیاسی کشورهای اسلامی سوگمندانه باید گفت غالب این کشورها چندین سال است که گرفتار یک جریان خطرناک فکری شده اند که پیامدش ظهور گروه هایی همانند طالبان، القاعده، بوکوحرام، …و اخیراً داعش در عراق بوده است. این گروه ها صحنه هایی بس دهشتبار و جنگ خانگی براه انداخته اند که جز کشت و کشتار و هلاکت حرث و نسل مسلمانان نتیجه ای در پی نداشته، و درواقع سرجمع عملکردشان تصویر ناخوشایندی از اسلام و مسلمانان را در جهان به نمایش گذاشته است. ظاهراً از لحاظ این جفت اساسی، مسلم – کافر، هیچ چیز تغییر نکرده است. باوجود این، اگر این موضوع را با دقّت بیشتر در معرض بحث قرار دهیم، مشاهده خواهیم کرد که درآنجا انتقال توجّه و تاکیدی ظریف ولی آشکارا قابل ملاحظه صورت گرفته، و تغییری در نگرش اساسی نسبت به همین مسئله پیدا شده است. به عبارت دیگر، تقابل میان میان مسلم و کافر، هرچند از جنبه خارجی همان است، درست به همان معنی نیست
وی می گوید: بنا بر نظر و اعتقاد خوارج، مسلمانی که مرتکب گناه کبیره شود دیگر مسلمان نیست؛ اورا باید کافر و مستحقّ دوزخ دانست و بنابراین حتّی کشتن او جایز شمرده می شود. و این خود عنصر خطرناکی را وارد اسلام کرد، چه خود تصّور و مفهوم « گناه کبیره » بسیار انعطاف پذیر است، و بدین معنی که آن را می توان درجهات مختلف گسترش داد تا چنان شود که هرچه را شخصی دوست ندارد شامل شود. این جریان های فکری تکفیری امروزه ارتباطی با مذهب شیعه و سنی ندارد و در میان هر دو مذهب گروه های تکفیری وجود دارد. این را بروشنی از نحوه عمل این گروه ها می توان دریافت. طالبان در افغانستان، القاعده در هر کجا که حضور یافته، و امروز داعش در عراق هر مسلمان، اعم از شیعه یا سنی، را که خلاف قرائت خودشان از اسلام تصّور نمایند ریختن خونش را مباح می دانند.




طبقه بندی: داعش،  وهابیت،  یهودی،  نظامی و امنیتی، 
برچسب ها: تكفیری، گروه، ایران، داعش، عراق،  
نوشته شده در تاریخ شنبه 11 مرداد 1393 توسط افسر جنـــگ نرم
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : مقتدر مظلوم
  • قالب مذهبی
  • مقتدر مظلوم